|
حلاوت به یاد چایی شیرین کربلائی ها لبم حلاوت احلی من العسل دارد
|
امروز داشتم وبلاگ يكي از دوستانم را مرور مي كردم برخوردم به يك متن فوق العاده از ايشان، كه در اواخر تيرماه 87 پست شده بود. عنوانش هست: سلام فاحشه!! هان!؟ تعجب کردي!؟ ميدانم در کسوت مردان آبرومند، انديشيدن به تو سم ، و گفتن از تو ننگ است ! اما ميخواهم برايت بنويسم . شنيده ام، تن مي فروشي، براي لقمه نان ! چه گناه کبيره اي…! ميدانم که ميداني همه ترا پليد مي دانند، من هم مانند همه ام ! راستي روسپي! از خودت پرسيدي چرا اگر در سرزمين من و تو، زني زنانگي اش را بفروشد که نان در بيارد رگ غيرت اربابان بيرون مي زند اما اگر همان زن کليه اش را بفروشد تا ناني بخرد و يا شوهر زنداني اش آزاد شود اين «ايثار» است ! مگر هر دو از يک تن نيست؟ مگر هر دو جسم فروشي نيست؟ تن در برابر نان ننگ است. بفروش ! تنت را حراج کن… من در ديارم کساني را ديدم که دين خدا را چوب ميزنند به قيمت دنيايشان، شرفت را شکر که اگر ميفروشي از تن مي فروشي نه از دين. شنيده ام روزه ميگيري، غسل ميکني، نماز ميخواني، چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داري، رمضان بعد از افطار کار مي کني، محرم تعطيلي ! من از آن ميترسم که روزي با ظاهري عالمانه، جمعه بازار دين خدا را براه کنم، زهد را بساط کنم، غسل هم نکنم، چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم، پيش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطيل نکنم! فاحشه… دعايم کن! وبلاگ هزار و يك تلنگر، وبگاه يكي از دوستان عزيزم است، كه از نيكان مشهدي هستند. با خودم هزار بار كلنجار رفتم كه بنويسم : بازم به مرام كافري كه همه را به كيش خود پندارد نه مومني كه بقيه را مخلوق خدا هم نمي داند.
[ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 10:16 ] [ مهدي حجتي نيا ]
[ ]
خدا براي همه بندگانش به طور يكسان زمينه هاي فهم و درك از مسايل زندگي را فراهم مي كند و اين خود ماييم كه از اين زمينه ها، استفاده مي كنيم، استفاده نمي كنيم، بهترين نحوه استفاده مي كنيم و با به بدترين نحو از آن برداشت مي كنيم براي اين كه خودم هم نفهميدم چي شد توجه تان را به ماجرايي كه براي خودم اتفاق افتاد جلب مي كنم : با راننده اي در بين مسيري صحبت از اجاره و مستاجر و صاحبخانه شد، به ايشان عرض كردم كه صاحبخانه خيلي خوبي دارم و خيلي از ايشان راضي هستم و هم چنين ظاهرا هم ايشان از ما. اين بنده خدا به ما گفت : حاج آقا زود خونه تونو عوض كنين!! من كه داشتم از تعجب شاخ در مي آوردم گفتم : چرا؟ ايشون گفت : به خاطر اين كه با صاحبخونه خوب آدم خونه دار نمي شه! گفتم : چطور ؟ گفتم ما هم اول زندگي 7 - 8 سالي مستاجر بوديم تا اين كه گير يه صاحبخونه خيلي بد افتاديم و مجبور شديم خونه بخريم و من الان اون صاحبخونه بد رو خيلي دعا مي كنم كه باعث خونه دار شدن ما شد. با خودم گفتم كاش هميشه از همه مسايل مي تونستيم به همين خوبي بهره برداري كنيم. ولي با كمال تأسف بايد گفت كه ما حتي از مسايل خوب همه بهره برداري خوب نمي كنيم، يعني ياد نمي گيريم كه چطور خوب بهره برداري كنيم.
[ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 ] [ 12:46 ] [ مهدي حجتي نيا ]
[ ]
جناب آقاي صادق زيبا كلام استاد دانشگاه در مقاله اي كه به سايت تجارت نيوز داده است سوال كرده كه تحريمها بر سر چيست؟ ايا به خاطر اين است كه ما مي خواهيم مستقل باشيم و بعد از آن با اين كلام كه پس يعني همه كشورهاي دنيا وابسته هستند؟ خواسته اين نتيجه گيري را بكند كه خير اين طور نيست. و به مخاطب القا كند كه اگر تحريمي صورت مي گيرد به خاطر لجاجت است و يا .. ولي جهت اطلاع ايشان فقط و فقط اين نكته را متذكر مي شويم كه بحث سر ايران نيست عزيز دل برادر، بحث سر اسلام و تشيع است كه به هيچ وجه بودنش به نفع استكبار نيست. در اين راستا به فرمايشات حضرت امام در ديدار با آوارگان آباداني مراجعه كنيد!!! اما مخلص كلام اين كه امام (رض) در زمان دفاع مقدس فرمودند : جنگ ما جنگ اسلام و كفر است و اين جنگ تمام شدني نيست. اگر خواب هستيد، بيدار شويد و اگر خود را به خواب زده ايد. لطفا خموش!! پ ن : نه فقط اسلام و تشيع بلكه هر كسي كه بر عليه ظلم قيام كند، در معادله ظلم جهاني محكوم خواهد بود. تازه ترين نمونه اش، جنبش وال استريت!!!!!
[ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 ] [ 12:53 ] [ مهدي حجتي نيا ]
[ ]
اين متن را از اين جا به جهت زيبايي و كامل بودنش كپي كردم: اما چرا اربعین!!!؟ «اربعین» از اصطلاحات رایجى است كه در متون اسلامى كاربرد زیادى دارد، مثلا در برخى از روایات به عنوان نماد كمال، حدى براى تصفیه باطن و ... قلمداد شده است . در این پست به مناسبت روز اربعین شهادت امام حسین علیه السلام برخى از موارد كاربرد این واژه ارزشمند كه در فرهنگ اسلامى به مناسبت هاى گوناگون از آن یاد شده و گاهى پیام هاى اخلاقى و دستورهاى الهى با آن همراه شده است تقدیم شما دوستان مینماییم. بقيه اش رو تو وبلاگ خودشون ببينين. [ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ] [ 13:11 ] [ مهدي حجتي نيا ]
[ ]
می خواستم یه مطلب راجع به مادر بنویسم ولی گفتم بهتر است از خودم بگم و از این که الان سه هفته است به مادرم سر نزدم و می دونم که خیلی دوسم داره و خیلی دوسش دارم ولی چکار کنم که آنقدر درگیر شدم که حتی تو خواب هم مادرمو نمی تونم ببینم. این روایت رو هم شنیدیم که وجود مقدس و نازنین رسول خدا خاتم الانبیاء فرمودند: الجنه تحت اقدام الامهات / اگر هوای خاک بهشت کردی خاک پای مادرت را ببو. ولی وقتی چشمم به این روایت افتاد که شهید دستغیب در کتاب بزرگ گناهان کبیره( جلد اول صفحه 136) به آن اشاره کردند. دیگر داشتم از ناراحتی می گریستم . از رسول خدا نقل شده که فرمودند : اگر در نماز مستحبی باشی و پدرت ترا بخواند نماز را قطع مکن. اما اگر مادرت ترا صدا کرد نماز مستحبی را رها کن. و حتما داستان آن جوان در حال احتضار و حضور خاتم الانبیاء بر بالینش و این که قدرت تکلم بر شهادتین را نداشت را می دانید که حضرتش فرمودند : رضای خداوند جل واعلی در رضای مادر است. و وای بر من که نمی توانم به مادرم حتی با تلفنی حالش را بپرسم. یا وای بر من که حتی نمی تونم تلفنی حال مادرمو بپرسم! (توصیه یکی از دوستان) [ دوشنبه نوزدهم دی 1390 ] [ 23:8 ] [ مهدي حجتي نيا ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |